تبلیغات
.شیشه ی نقره ای. - یادتونـــــه؟؟!
 
درباره وبلاگ


با سلام امیدوارم خوشبگذره .....

از هر عیب و نقص وب سایتم بگی كم نگذارید اگه قالبش خوب نیست بگید اگه مطلب میخواهید بگید و بگید و بگید.

و حتما حتما آدرس وب سایت ویا ایمیلتون رو بگذارید
به امید دیدار...

راستی این وبلاگ مال همه است...از هرچی که به خواهین براتون میزارم فقط باید بگید....

0o0o0o0o0o0o0o0o0o0o0o0o0o0o0o
آدرس کلوب:silver_4344
0o0o0o0o0o0o0o0o0o0o0o0o0o0o0o
راستی حتما حتما حتما توی نظرسنجی شرکت کنید هاااااااا

مدیر وبلاگ : _ محمد _ __جعفریانی__
نظرسنجی
چه چیزی رو بشتر از همه دوست دارید تو وبم بزارم؟؟








آمار وبلاگ
  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :
            

.

.شیشه ی نقره ای.
صفحه نخست             تماس با مدیر           پست الکترونیک               RSS                  ATOM
جمعه 19 اردیبهشت 1393 :: نویسنده : _ محمد _ __جعفریانی__


یــــــادتونه ؟

تو نمیکت ها باید سه نفری می نشستیم بعد موقع امتحان باید نفر وسطی میرفت زیر میز :|

یــــــادتونه ؟

نوک مداد قرمزای سوسمار که زبون میزدی خوش رنگتر میشد !

یــــــادتونه ؟

موقع امتحان باید کیف میذاشتیم بینمون که تقلب نکنیم !

یــــــادتونه ؟

یه مدت از این مداد تراشای رومیزی مد شده بود ، هرکی از اونا داشت خیلی باکلاس بود !

یــــــادتونه ؟

پاکن های جوهری که یه طرفش قرمز بود یه طرفش آبی بعد با طرف آبیش میخواستیم خودکار رو پاک کنیم همیشه آخرش یا کاغذ رو پاره میکردیم یا سیاه و کثیف میشد !

یــــــادتونه ؟

گوشه ی پایین ورق های دفتر مشقمون نقاشی میکشیدیم بعد تند برگ میزدیم میشد انیمیشن !

یــــــادتونه ؟

زنگ تفریح که تمام میشد مامورای آب خوری دیگه نمیزاشتن آب بخوریم !

یــــــادتونه ؟

تو راه مدرسه اگه یه قوطی پیدا میکردیم تا خود مدرسه شوتش میکردیم !

یــــــادتونه ؟؟؟؟

بقیه به علت زیاد بودن در ادامه مطلب...
سر کلاس وقتی گچ تمام میشد خدا خدا میکردیم معلم به ما بگه برین از دفتر گچ بیاریم ، همیشه گچهای رنگی زیر دست معلم میشکست !

یــــــادتونه ؟

قدیما که تلویزیون کنترل نداشت یکی مجبور بود پای تلویزیون بخوابه کانالا رو با پاش عوض کنه !

یــــــادتونه ؟

مچ دستمون رو گاز میگرفتیم با خودکار بیک روی جای گازمون ساعت میکشیدیم !

یــــــادتونه ؟

وقتی حوصله درس نداشتیم الکی اجازه میگرفتیم میرفتیم دم سطل آشغال که مدادمون رو بتراشیم !

یــــــادتونه ؟

دوست داشتیم مبصر صف بشیم که پای بچه هارو سر صف جفت کنیم !

یــــــادتونه ؟

روزای سرد و بارانی ناظم میگفت مستقیم برین کلاس !

یــــــادتونه ؟

وایمیسادیم تو صف بعد ناظممون میگفت یه جوری بگین مرگ بر آمریکا تا صداتون برسه آمریکا ؛ ما هم ابله فکر میکردیم آمریکا همین کوچه بغلیه از ته جیییییییییییگرمون داد میزدیم !

یــــــادتونه ؟

وقتی مشقمون رو ننوشته بودیم معلم که میگفت کو مشقت الکی تو کیفمون رو میگشتیم میگفتیم یادمون رفته !

یــــــادتونه ؟

آرزومون این بود که وقتی از دوستمون می پرسیدیم درستون کجاست اونا یکی عقب تر باشن !

یــــــادتــونـــــــــــــــــــــه چـقـــدر شــــــیــــــریــن بـــــــود !!!



نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :


چهارشنبه 18 مرداد 1396 09:41 ق.ظ
Hi there! Would you mind if I share your blog with my facebook group?
There's a lot of folks that I think would really
enjoy your content. Please let me know. Thank you
شنبه 14 مرداد 1396 01:19 ب.ظ
Appreciating the dedication you put into your
site and in depth information you provide. It's awesome to come across a blog every once in a while that isn't
the same unwanted rehashed material. Excellent read! I've bookmarked your site and
I'm including your RSS feeds to my Google account.
شنبه 20 اردیبهشت 1393 03:51 ب.ظ
آخیییییییی
من بعضی ازین موردا رو تجربه نکردم ولی بعضیا رو چرا!
_ محمد _ __جعفریانی__منم همینطور خخخخخ
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر